حسن حسن زاده آملى

298

هزار و يك كلمه (فارسى)

مىشود كه جزا در طول علم و عمل است بلكه جزا نفس علم و عمل است ، لاجرم قيامت هر كس قيام كرده است ، و هر كس بهشت يا دوزخ خود است . فافهم . عارف رومى به مفاد اين اصل در دفتر ششم مثنوى گويد كه از قيامت ؛ يعنى از رسول خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از قيامت سؤال كرده‌اند ، بدين عبارت : پس محمد صد قيامت بود نقد * زان كه حل شد در فناءاش حلّ و عقد زاده ثانى است احمد در جهان * صد قيامت بود او اندر عيان ز او قيامت را همى پرسيده‌اند * كاى قيامت تا قيامت راه چند با زبان حال مىگفتى بسى * كه ز محشر حشر را پرسد كسى اصل 17 و ديگر از آن اصول اين كه شفاعت در حقيقت و واقع رسيدن به نتيجه اطاعت از فرمان قرآن ، و تمسك به ذيل ولايت اهل بيت عصمت و وحى است ، نه اين كه به پندار عاميانه گمان شود شفاعت يك نحو پارتى بازى در ماوراى طبيعت است . فتدبّر وافهم . اصل 18 و ديگر از آن اصول اين كه از آنچه در فصل مقدّم ارائه داده‌ايم دانسته مىشود كه كشف عارفان باللّه درباره احوال و صور انسانها به ملكات اشخاص تعلق مىگيرد نه به صنف و نوع . و ملكات‌اند كه مواد صور برزخىاند ، و عارف سالكى كه چشم برزخيش باز شده است اشخاص را مطابق ملكات درونى آنها به صورتى كه مناسب با آن ملكه است مىبيند . اين اصل بسيار بسيار مهم را در شرح عين شصت و يكم از كتاب ما سرح العيون في شرح العيون به تفصيل تام تقرير و تحرير كرده‌ايم ، خوانندهء گرامى را بدان جا ارجاع مىدهيم .